پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

پيشگفتار مترجم 10

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

از او نوشته شده برداشته است زيرا كه در مدت اقامت چند ماهه‌اش در ايران كه بيشتر وقت خود را در سير و سفر گذرانده امكان چنين اظهارنظرهائى را به او نمىداده است . روىهم‌رفته سبك نويسندگى ژوبر همان سبك نوين تدوين تاريخ‌ها در قرن هيجدهم است . چنان كه ملاحظه مىشود او از كتاب تاريخ ايران تأليف سرجان مالكم تمجيد مىكند و فتحعلى خان مهماندار مالكم را كه ( به قول خود ژوبر ) مردى دانا و هوشيار بوده نكوهش مىكند كه چرا دربارهء آن فرستادهء انگليسى بدبين است . بارى پس از تحمل سختىها و گرفتاريهائى كه فرستادهء فرانسوى در حين مسافرت خود در سرزمين عثمانى ديده سرانجام به مرز ايران مىرسد چنان كه ياد مىكند او خود را با مردمى آرامتر ، مهربانتر و هنرمندتر روبرو مىبيند ؛ « طبيعت با زبان لطف و با طراوت آنها [ گياهان خوشبو ، آب و هوا . . . ] به مسافر مىگويد كه او به مرز كشورى رسيده كه تربيت و تمدنش بالاتر است . » « 1 » شرح نخستين برخورد وى با فرماندار خوى بطورى كه گرارش داده اين است : حسين خان فرماندار خوى به او مىگويد : « در اين سرزمين مهمان‌نواز همهء رنجها و بديهائى را كه پيش مردمانى آدم‌كش ديده‌اى فراموش كن . شما در ميان ما خود را در ميهن تازه‌اى مىيابيد . هركس را كه ببينيد از برادران شما هستند . اين ابر اندوه و اين رنگ‌پريدگى كه ما را غمناك مىكند از پيشانى خود دور كن ؛ آن شادى را كه مناسب سن و سالت هست طلب كن و نيروئى را كه از دست داده‌اى دوباره به دست بياور . هرچه مىخواهى بكن چون همهء اينجا مال خودت است . دربارهء ما هيچ‌گونه خودت را ناراحت مكن . آنچه كه مرسوم ميان خودتان است همان را دنبال كن ، ما هرگز ناراحت نمىشويم و با اين ترتيب حس مىكنيم كه شما ما را دوست خود مىشماريد و اعتقاد نيكى دربارهء ايرانيان پيدا مىكنيد كه در آنها حالت فرانسوى مىبينيد . » « 2 » پس از پذيرائى دوستانه در خوى از راه تبريز به طرف اردبيل مىرود و در آنجا به پيشگاه شاهزاده عباس ميرزا نايب السلطنه و وليعهد مىرسد . مذاكرهء عباس ميرزا با ژوبر دربارهء فنون جديد نظامى است . عباس ميرزا به او مىگويد : « . . . با اين همه ما شبيه به همسايهء خودمان عثمانىها [ كهنه‌پرست ] نيستيم كه وقتى به آنها كم‌ترين پيشنهاد تغييرى را مىدهند هميشه آنها متوحش مىشوند . ايرانيان با شوق آمادهء فراگرفتن

--> ( 1 ) - به صفحهء 114 نگاه كنيد . ( 2 ) - به صفحهء 118 نگاه كنيد .